يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى
130
تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )
را بكشت - و سيرم « 1 » و دم و دندان ايشان بياورد چنانچه درين محل ضياء الملك رباعى گفته است - * رباعي * شاهي كه ز حق « 2 » دولت پاينده « 3 » گرفت * اطرافِ جهان چو مِهرِ تابنده گرفت از بهرِ شكارِ پيل در جاج نگر * آمد دو بكشت سى و سه زنده گرفت سلطان از آنجا بكوچ متواتر بازگشته در كره رسيد - و از كره در سمت دار الملك دهلي مراجعت فرمود - در ماه رجب سنه اثنين « 4 » و ستين و سبعمائه مظفر و منصور درون شهر درآمد - بعد چندگاه شنيد كه نزديك بروار « 5 » كوهي است از گل - و آبي [ از ] ميان آن « 6 » كوه بزرگ « 7 » مىآيد و در ستلدر ميافتد - آن را سرستي ميگويند - و اين طرف آن كوه جوئى است آن را جوى سليمه خوانند - اگر كوه گلين بكاوند آب سرستي درين جوى درآيد از آنجا در سهرند « 8 » و منصورپور و از آنجا در سنام برود دايم جاري باشد - چون آنجا رسيد در حفرهء آن كوه چندگاه مشغول شد - و سهرند را تا ده كروهي « 9 » بحوالهء ملك ضياء الملك شمس الدين ابو رجا « 10 » از شق سامانه خارج گردانيده تا آبادان كند - و آنجا حصار برآورده فيروزپور نام كرد « 11 » - چون سلطان كافتن كوه مذكور قابل نديد ترك
--> ( 1 ) M . سيرمر و دندان ( 2 ) B . كه به حق ( 3 ) M . يابنده ( 4 ) M . اثنه و ستين ( 5 ) Firishta " Parwar " . بردار B . ( 6 ) B . و ابي ميان آن و كوه ( 7 ) B . كوه بزرگ لب آب مىآيد ( 8 ) M . سيهرند و منصور بود و از آنجا ( 9 ) M . تا ده گروهي ( 10 ) M . شمس الدين ابو جا شق سامانه ( 11 ) M . نام كرده